به بهشت پنهان ایردموسی خوش آمدید

زیباترین روح پرستنده --ویژه نامه ولادت فرخنده امام سجاد علیه السلام


امروز میلاد ققنوس‌هاست در آتش عشق تو.
خاکستر کدام سوره خوانی سبزت بوده اند
که این گونه به آسمان بال تازه می زنند؟
شنیده‌ام پیاده می رفتی به خانه عشق،
از این سوی سرزمین وحی تا به دوست برسی!
آقا! این همه مرکب داریم و پاهایمان نمی کشد! 
نشان بده که تولاّ چگونه است؟
از توکل، کوله بار عنایتمان را پُر کن
و با عشق آسمانی ات، ما را شفاعت!
هم یار آشنای منی زین العابدین
هم زینت دعای منی زین العابدین
سجاده را به عشق شما پهن میکنم
تو ذکر سجده های منی زین العابدین
خجسته میلاد چهارمین اختر فروزان آسمان امامت ،
چهارمین گل بوستان ولایت زین العابدین ،
سید الساجدین ، امام عابدان و عاشقان ،
حضرت علی ابن الحسین علیه السلام
بر شیعیان و دوستداران حضرتش مبارک باد 




میلاد تو، میلاد عشق است
کسی غوغای دل مرا به چنگ و دف می زند.
نمازم رنگ موسیقی گرفته.
دو صد قیام آواز می خوانم؛ دو صد نیاز در
سماع آمده و دو صد سجده در ترنم و غزل می نشینم.
سجده می کنم به درگاه خدایی که تو زیبا سجده اش کردی.
ای تاریخ کربلا! ای پهلوان شام و ای معنای علوی بودن!
تو پیغام حسین علیه السلام بودی و 
چه زیبا پاس داشتی آخرین نماز او را.
به راستی پناه جستن از خدا در برابر ستم و نادانی،
بهترین فریاد مبارزه است؛ آن هنگام که نان و نادانی، مردم
را در بند عافیت گرفتار می کنند و استبداد،
بر غیرت دینی و انسانی مردم افسار می بندد.
سلام خدا بر حسین علیه السلام و بر تو علی بن الحسین 
و بر یاران تو و پدر شهیدت، ای فرزند نماز و ای پدر دعا.
روز میلاد تو، روز پیوند نماز و جهاد است
و روز یگانگی دین و حکومت. تو زندگی را با
رنگ دعا در کام بشر ریختی؛ 
آن گاه که جماعت مسلمانان یا از ترس ظلم و استبداد
بنی امیه، راه زهد و گوشه گیری پیش گرفته بودند و با دنیا 
کاری نداشتند و یا در علاقه دنیا و غنائم جنگ غرق بودند
و معنویت و عبادت را با زندگی بیگانه می دانستند.
میلاد تو میلاد راز و نیاز است.
میلاد تو معنای زندگی عاشقانه است.
میلاد تو میلاد عشق است.
حسین امیری


حجّت حقّ، آیت مطلق ، علىّ بن الحسین
مظهر شمس الضّحى و زاده طاها و یاسین
گوهر بحر امامت ، آن كه مى بودش صدف
دخت كسرى ، شاه بانو، بانوى ایران زمین
پنجم شعبان چو طالع شد به امر پروردگار
شهر یثرب نورافشان گشت از آن ماه جبین
مهر رخسارش عیان گشتى چو از شاه زنان
ماه و خورشیدِ فلك آمد ز نورش خوشه چین
چیره بر ابلیس دون گردید چون گاه نماز
این ندا آمد ز رحمان اَنْتَ زین العابدین
صاحب دعوت چو جدّش خاتم پیغمبران
وارث بابش علىّ در خطبه هاى آتشین
خدیو دین كه بغضش باعث نار سقر آمد
ولىّ حقّ كه حُبّش موجب ماء معین آمد
جهان را شهریار و خلق آن را سیّد و سرور
خدا را حجّت و ختم رسل را جانشین آمد
مُعین انبیاء از ابتدا تا انتها بودى
امین اولیا ازاوّلین تا آخرین آمد
چو جدّش مصطفى فرمانده ارض و سماء گشتى
چو بابش مرتضى شاهنشه دنیا و دین آمد
مطیع امر و فرمانش قضا همچون قدر آمد
غلام حلقه بر گوشش فلك همچون زمین آمد
بهر عیدى نمود آزاد، یك سر بندگان خود
غلامان و كنیزان را چنین یار و معین آمد
چو باشد مادر نیك اختر وى دختر كسرى
سزد ایران زمین را فخر بر چرخ برین آمد


سلام، همه نیایش!
سلام، تمامیت ذکر!سلام، آغاز سجده!
این ترانه بی بدیل توست که در ذکر فرشتگان می پیچد.
این شرمساری ملکوت است که آغاز بهار
نیایش ها و نمازها را جشن می گیرد.
آفتاب! از پس کدام ابر، زمین را روشن می کنی که
هنوزا هنوز، در زُلال تو و این همه باران نور غرق می شویم؟
بهارا! سجده های عرفانی عشق را از کدام فصل نور آغاز کردی
که دنیا همیشه بوی گُلاب گریه های تو را دارد؟
آمده ای تا نماز معنا شود و نیاز، قافله ناز را همراه.
ای وارث نافله های شبانه زهرا!ای همدم چاه های مدینه!
ای اشک، ای عابد، ای نور، ای سرور!
این شیرینی یکدست، از آمدن تو کام مرا لبریز می کند.
این ذکر که بر لبانم می جوشد، حمد خدای توست.
از صحیفه تا ملکوت پُل زدی و فاصله ها را کوتاه کردی.
ممنونم آقاجان؛ وگرنه این همه کهکشان را نمی شد
بدون سجده خورشید، رد کرد.
تو نوازش همه فرشتگانی در کلماتی سبز.تو خنده های مزامیری
تو غزل غزل های سلیمانی، توروح ذکری، خدای سجده های 
طولانی، آفتاب بی بدیل نیاز و نماز.
تو شناسنامه همه دُعاهای دنیایی.زینت همه عبادت ها، شکوه
شعری در قامت ملکوت، بهانه تغزلی برای ملایک.
تو شروه ای، اشکی، آهی، سوزی، کربلایی... وارث کربلایی
شعر کربلایی... اندوه کربلایی... آه!
کربلا مرا یاد قامت تو می اندازد.
پیچیده در زنجیر! کربلا مرا میهمان آن همه تازیانه که 
بر پیکر تو نشست نمی کند، کربلا مرا به تو می رساند.
آمدی تا ملکوت، عطر اشک بگیرد.آمدی تا اندوه، بوی ذکر بگیرد 
و آمدی تا خدا فخرکند به این همه چین و پینه زانوها.
ای حمد بی دریغ خداوند!ای عشق سیّال!
آمده ای تا بارانی از کلمات، تا بارانی از
تمنا، از نیاز، از عشق، بر سرمان بریزد.
آمده ای تا در دُعاهای صحیفه، چشم هایمان را بشوییم.
آمده ای تا اشک، معنای تازه ای بگیرد و ملکوت، شعر تازه ای 
بخوانداین همه خنده های خورشید نیست که آمدن تو را جشن گرفت؟
این همه باران ابر نیست که بهار را میهمان می کند؟
این همه سخاوت باد نیست که بوی بهار نارنج و
اقاقیا را مهمان قلبهایمان می کند؟
همه بهار و خورشید و ابر و باران، در کلمات تو جاری است
از قلب تو می جوشد، از لبخند تو می تراود.
از سرانگشتانت می توان عشق را دوباره نوشت، هزار باره نوشت.
می آیی و فرشتگان، کلمات ملکوتی ات را از بر می کنند.
می آیی و جامه ذکر، تازه می شود و خورشید، طولانی ترین
سجده اش را نثار آمدن تو می کند.
می آیی و...
امیر مرزبان


البشارة ای محبّان حضرت سجاد آمد 
شیعیان مرتضی را شافع میعاد آمد
بر مسلمانان گیتی پیشوای دین و دانش 
شادی ما گشته کامل رهبر عُبّاد آمد
چون قدم بنهاد در عالم ندا در دادجبرئیل 
عالم کون و مکان راسیّد سجّاد آمد
تابعین کربلا را رهبرنستوه و دانا 
دشمن پیگیر ظلم و جورو استبداد آمد
هست شمشیرش دعا ، برخوان کتابش تا بدانی 
آن که باشد در فنای خصم دین استاد آمد
بود معراجش نمازش ، منبع عرفان کتابش 
آن که درس دین و دانش را به عالم داد آمد
ارث علم محمد پیشوای اهل تقوی 
مومنین را تاکند از علم خود را ارشاد آمد
زهد و تقوایش شد عالمگیر و در تفسیر قرآن 
آن که تقوی را همی دانست خیر الزاد آمد
ناله هایش در سکوت شب شد فریاد امّا 
آن که می باشد سکوتش برتر از فریاد آمد
حضرت سجاد آمد« سرویا » برگو به یاران
آن که جان ها را کند از قید غم آزاد آمد 
شاعر:سرودی

تولد، طلوع یک صبح تازه
تو را می‏جویم از قله ‏های رفیع نیایش،
تو را می‏جویم از هوای مطبوع مدینه، 
از زلالی طلوع یک صبح تازه.
متولد می‏شوم از حس تازه سرودن.
پلک می‏زنی و کربلا در ذهن جهان تکثیر می‏شود.
پلک می‏زنی و سفارت عشق، بر شانه‏هایت سنگینی می‏کند.
پلک می‏زنی و اخبارگوی تاریخ سرخی می‏شوی
که تا الی الابد این خط سرخ ادامه دارد.
به دف و چنگ عرشیان پلک می‏گشایی
تا ادامه کارنامه برهوت کربلا باشی.
از خطبه‏ هایت آتشفشان جاری می‏شود
و از دعاهایت، زلالی یک رود به دنیا می‏آید.
تو می‏ آیی و ذایقه واژه‏ ها، 
از عطر دعا آکنده می‏شود.
تو می‏ آیی و بر صبح لبانت، 
معنویت عارفانه نقش می‏بندد.
تو می ‏آیی و روح ناآرام سجاده ‏ها را
به آرامشی خواستنی می‏سپاری.
می‏ آیی و شولای باران بر دوش، باب الحوائج می‏شوی. 
دست بالا می‏بری و برای درخت‏های بهشت، باران تلاوت می‏کنی.
صحیفه سینه را می‏ گشایی و صحیفه سجادیه ‏ای 
می‏نویسی که زبور آل محمد می‏شود. 


آمدی جانا گلِ رویت دل از عالم ربود
هر نخ از سجاده‌ی مویت دل از عالم ربود
گر چه سجادی ملَك مشغول سجده بر تو است
هر یك از محراب ابرویت دل از عالم ربود
روی ماهت همچو بدری صد جهان را خیره كرد
در دل شب‌های گیسویت دل از عالم ربود
هر نسم از عطرِ تو با مشك و عنبر در ستیز
هر نفس از یك دمِ بویت دل از عالم ربود
ای كه تو سرفصلِ همنامانِ جدت حیدری
عین و لام و یای نیكویت دل از عالم ربود
شب شبِ میلاد تو، مدح تو را گوید حسین
خنده‌های آن ثناگویت دل از عالم ربود
من به تصویر بقیعت عشق بازی می‌كنم
ذره خاكی از سرِ كویت دل از عالم ربود


امروز، مردی به جهان پلک می گشاید که از گلویش،
باغ ابدی نیایش،
شاخه به شاخه خواهند رویید.
مردی که شبان سجده اش را
به سپیده «تسبیح» گره می زند.
مردی که صحیفه گریه را 
با چشم هایش می نویسد.
مردی می آید تا عرش را در 
کلمات ملکوتی اش به تصویر بکشد.
مردی که به راز باران آشناست 
و فرشتگانی را می بیند که قطره قطره
باران رحمت را پیمانه می کنند.
مردی که هوای کلامش، 
در عطش دل های مشتاقان، به نرمی
برفی است که در بهار می بارد.
مردی که در چشم هایش 
«لیلة القدر» اشک و شهود خفته است.
مردی که در سیمایش «اثر سجود» است
و قامتش، ارتفاع «عبودیت»


جشن میلاد امام چـارمین آمد پدید
 روز وجد مؤمنات و مؤمنین آمد پدید
درّة التّاج فضیلت جـوهـر علم لدن 
حضرت سجّاد زین العابدین آمد پدید 
یك فلك مجد و كرامت یك جهان اجلال و فرّ 
در رخ انسان به چهرى دلنشین آمد پدید 
یك جهان تسلیم یك عالم رضا یك دهر فضل 
آسمـانى آفتـابى بـر زمیـن آمـد پدید   


ای مناجات و ای نسیم دعا
راه نزدیک ما به سمت خدا
ای که دریا کنار تو قطره
قطره با یک نگاه تو دریا
نذر سجاده قدیمی توست
چهارمین رکعت نوافل ما
ای امام علی دوم من
ای امام چهارم دنیا
مرد شب زنده دار سجاده
مرد محراب التماس دعا


قلب زمانه می طپد
چشم ها به راه آمدنش خیره شده
ضربان تند قلب مادرش
بشارت آمدن نوری درخشان
به دنیای تیره جاهلیت میدهد
مردی می آید 
که دستانش بوی کرامت، 
پیشانی اش بوی بندگی 
وگام هایش، ندای ایستادگی 
سرمی دهد.
بهار به حیرت ایستد،
باد سجده می کند 
و خورشید، شکرانه می دهد
دردانه بیت حسین بن علی (ع)
میلادت مبارك باد 


مژده ای شیعه که باشد شب میلاد امشب
پا نهاده به جهان حضرت سجاد امشب
شهربانو بکند فخر به نسوان جهان
که خدا طرفه گلی ناز به داد امشب


امشب كه در بهشت وا مى ‏گردد
هر درد نگفتنى دوا مى ‏گردد
از یمن ولادت امام سجاد(ع)
حاجات دل خسته روا مى ‏گردد


ای ملایک همه امشب به زمین سر بزنید
هم تبسّم زده هم جام ز کوثر بزنید
بر در و بام مدینه همگان پر بزنید
بوسه بر مقدم فرزند پیمبر بزنید
دست حق سفرۀ رحمت به زمین گسترده
شهربانو پسر از بهر حسین آورده


امشب كه در بهشت وا مى ‏گردد
هر درد نگفتنى دوا مى ‏گردد
از یمن ولادت امام سجاد(ع)
حاجات دل خسته روا مى ‏گردد
ولادت با سعادت امام سجاد(ع) مبارک باد


قال الامام علی بن الحسین علیه السلام :
إنَّ الْمَعْرِفَهَ، وَكَمالَ دینِ الْمُسْلِمِ تَرْكُهُ الْكَلامَ فیما لایُغْنیهِ، 
وَقِلَّهُ ریائِهِ، وَحِلْمُهُ، وَصَبْرُهُ، وَحُسْنُ خُلْقِهِ. 
همانا معرفت و كمال دین مسلمان، در گرو رهاكردن سخنان 
و حرف هائى است كه به حال او و دیگران سودى ندارد. 
و از ریا و خودنمائى دورى جستن، در برابر مشكلات زندگى بردبار 
و شكیبا بودن و داراى اخلاق پسندیده و نیك سیرت بودن است.
تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 2، ص 129

نظرات مطلب

فرم ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

درباره سایت

  • :: www.irdemousa.mihanblog.com ::
    ایردموسی,اردموسی,ایردیموسی


    پیشنهادات و مطالب و عکس و فیلم و فایلهای صوتی خود را جهت درج در این وبلاگ بنام خودتان به آدرس ایمیل vasileh2012@gmail.com ارسال نمایید . با تشکر

    ====================

    گورمه لی دی اردی میستی باغلاری/
    ازون دره لری اوجا داغلاری/
    چیچک لرین قیرمیزی سی اغلاری/
    نه دئسیدون کندیمیزده واردی/
    اغاجلاری باشدان باشا باریدی/
    چرشنبه ده باشلاردا پای گئدردی/
    اداخلی قیز بایرام لیقین گودردی/
    دانیشمازدی امما گوزی گولردی/
    گوزل گوزل کندیم تندیر لرون یانیرلار/
    اوشقلارون کندین دادین قانیرلار/
    تاتاچورک هله چیخمور یادیمنان/
    ایندی ده وار دویمامیشام دادینان/
    گوزل کندیم تندیر لرین توستی سی/
    پنجه یی شین فتیرلرون ایستی سی/
    کندیمیز قورولوب دره ایچینده/
    اداملاری یولمادا یا بیچینده/
    الماسی وار الچاسی وار باغیندا/
    کهلیک اوتی بویمادرن باغیندا/
    گول لر عطری ایرانیندا یاغیندا/
    گوزل کندیم داغلاروندا قار اولسون/
    اغاجلارون بوتون دولی بار اولسون/
    اوشقلارون جوانلارون وار اولسون/
    ایران اشون تندیر اوسته قایناسون/
    قویون قوزون چول چمنده اویناسون/
    گوزل کندیم اوزخلاردان سلامیمی ال گینان/
    محبت ائت منی یادا سال گینان.
    (شاعر: خانم فرحروز نوراللهی ایردموسی)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    بخش ایردموسی(سبلان ) در فاصله 14 كیلومتری غرب اردبیل در پهنه دشت اردبیل واقع گردیده است آب و هوای این روستا كوهستانی و معتدل می‌باشد . این روستا مانند سایر مناطق اردبیل در بهار و تابستان دارای آب و هوایی معتدل و مطلوب و در زمستان نیز دارای آب و هوای خنک می‌باشد.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    توجه:

    بخاطر ضرورتی که در امر تسریع اطلاع رسانی اخبار و رویدادهای مهم ایردموسی وجود داشت، تصمیم گرفتیم تا با همکاری شما عزیزان از این پس رویدادهای مهم ایردموسی را از طریق سامانه پیام کوتاه به تمام افردای که شماره خود را در این سامانه ثبت کرده اند ارسال کنیم.

    عزیزانی که تمایل دارند تا از این امکان سایت بهره مند شده و اخبار مهم ایردموسی را از طریق اس ام اس دریافت نمایند، می توانند نام و نام خانوادگی خود را به شماره ذیل ارسال کنند.

    3000601400
    (بدون کد و پیش شماره)

آخرین عناوین

نظرسنجی

این وبلاگ را چگونه دیدید ؟


تصاویر منتخب 3

بهشت پنهان ایردموسی

تلاش برای معرفی ، اعتلا و شکوفایی ایردموسی

اطلاعات سایت