به بهشت پنهان ایردموسی خوش آمدید

داغ رحلت رسول خاتم است۩ ✿ ۩ ۩ ویژه نامه رحلت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله


زمان در گیرودار تردیدی گنگ، وامانده است آمدن یا نیامدن را.
دستی نامرئی، عقربه های زنگ خورده زمان را اشارت
می کند به توقف دو منتهی الیه سکون، تا لحظه ها از راه
نرسند ناگهان ترین اتفاق تلخ تاریخ را. 
آسمان در بُهتی مملو از اندوه، جامه ای سیاه بر تن کشیده است.
ستارگانش، چشمه چشمه اشک شده اند، آسمان می شنود ضجه های تلخی
را که در گوشه کنار افلاک، در گلو، سترون مانده است.
این آسمان است که می گرید.
این خورشید است که قطره قطره ذوب می شود.
این خورشید است که دل آسمان، زانوی غم بغل گرفته است و می گرید.
این ماه است که ذره ذره آب می شود، مهتابی ترین لحظه هایش را. 
این ماه است که سر بر دیوار نهاده است و اشک می شود
غم و اندوه از دست دادن پدر را؛ 
او که نبض کائنات، با گردش سرانگشتش ضربان گرفته است. آسمان می 
شنود ستاره هایی را که در کنار در ایستاده می گریند
و آخرین بارقه های امید، در چشمانشان سوسو می زند
بی هیچ نوری که زمان رسیده است، زمان رفتن رسیده است و باید رفت تا رسید.
ناله از سنگ برمی آید و جان از جسم صعود می کند. 
وحی نازل می شود و روح، پرواز آغاز می کند.
«... انّا لله و انّا الیه راجعون. ..»



ما یتیم شده ایم
حتی گذشت قرن ها نتوانسته این گرد غمناک یتیمی را از گونه هایمان پاک کند.
می گویند خاک سرد است و فراموش کار؛ اما داغ دل ما که هنوز
می جوشد و از چشم هامان سرریز می شود به یادتان.
ما همه فرزندان شما هستیم. درست است که زمان و مکان
فاصله انداخته بین حضورمان؛ 
اما برای شما که نگاه آسمانی تان عبور می کند از لامکان، دلجویی از
فرزندان یتیم، آسان است. ای رسول خدا صلی الله علیه و آله !
ما همه یتیمان شماییم؛
حتی اگر از نسل پاک علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام نباشیم
حتی اگر بوی مدینه هم به مشاممان نرسیده باشد
حتی اگر مهمان یک لحظه کعبه هم نباشیم
حتی اگر پایمان را هم از محدوده شهرهامان بیرون نگذاشته باشیم؛
شما پدرمان هستید، جدمان و همه هستی مان.

بیست و هشتمین روز
آسمان در غربت جانکاه ترین لحظات زمین، مرثیه می خواند و زمین
غروب غم بار خویش را به تماشا نشسته است. 
مدینه ای که با طلوع جمال محمد صلی الله علیه و آله به نعمت شکوفایی
و رویش رسیده بود، کم کم به خزان آرامش خویش می رسید.
بیست وهشتمین روز از ماه صفر؛ ماهی که تمام غربت آل اللّه
را در خود نهان کرده است، فرا می رسد.
روز بیست و هشتم، روز جانگدازی بود؛هر کسی به قدر معرفت 
و عشق، اندوه فقدان پیامبر صلی الله علیه و آله را درک می کرد
و بالاترین درد و داغ ها را تنها، علی علیه السلام 
و فاطمه علیهاالسلام تحمّل می کردند؛
دردی که حضرت علی علیه السلام تحمّل می کرد، حتی از تمام
مویه های غریبانه حضرت زهرا علیهاالسلام، جانگدازتر بود!
او با تمام بصیرت، با تمام شهود، آن چه در دل مردمان نهان بود، آشکارا می دید!
می دید که نامردمان منافق، دین رسول اللّه صلی الله علیه و آله 
را چوب حراج زده اند!
می دید که اهالی «سقیفه»، دین نوپای پیامبر صلی الله علیه و آله 
را مثل کالایی به فروش گذاشته اند!
می دید که فرشتگان به یاری اش شتافته اند تا آسمانی پیکرِ
حبیب خداوند را به آغوش بهشت بسپارند!
و سالیان سال، آن خاطرات را با اندوه خطبه ها در آمیخت؛
آن گونه که می فرمود: «رسول خدا صلی الله علیه و آله در حالی
که سرش بر روی سینه ام بود، قبض روح گردید و جان او در کف
من روان شد و آن را بر چهره خویش کشیدم.
عهده دار غسل پیامبر صلی الله علیه و آله تنها من بودم 
و فرشتگان مرا یاری می کردند، گویی در و دیوار خانه فریاد می زند
فرشتگان گروه، گروه آمد و رفت می کردند.
و گوش من آکنده از صدای آهسته آنان بود که بر حضرت نماز 
می خواندند؛ تا آن گاه که او را در حجره مطهرش نهادیم»!
چشمان بارانی علی علیه السلام بود و زمزمه تلخ فراق:
«بأَبِی أَنْتَ و اُمَّی یا رَسولَ اللّه پدر و مادرم فدایت باد 
ای رسول خدا صلی الله علیه و آله!
با هجرت تو رشته ای از هم گسست که در مرگ دیگران
این گونه نبود؛ با فقدان تو رشته ای گسست که 
ارتباط دهنده پیام ها و اخبار آسمان بود!
مصیبت تو، دیگر مصیبت دیدگان را به شکیبایی وا داشت 
و همه را در مصیبت تو، یکسان عزادار کرد.
اگر به شکیبایی ام امر نمی کردی و از بی تابی ام نهی نمی فرمودی،
آن قدر اشک می ریختم تا اشک هایم تمام شود!
و این درد جانکاه، همیشه در من می ماند و اندوهم جاودانه می شد
که تمام این ها در مصیبت تو ناچیز است!
چه باید کرد که زندگی را دوباره نمی توان باز گرداند 
و مرگ را نمی شود مانع شد.
پدر و مادرم به فدای تو باد، ما را در پیشگاه پروردگارت یادآور
باش و در خاطر خویش نگاهدار»
تلخی فقدان پیامبر صلی الله علیه و آله نه تنها زخمی عمیق
بر جان حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا علیهاالسلام
بود که دل های تمام مؤمنین و تمام خاکیان و افلاکیان را به داغ اندوه سپرد.
سید علی اصغر موسوی


امشب، شب فرو چکیدن قطره قطره دل هاست؛ 
شب گریه ستاره هاست. زمین، نظاره گر اشک های
مهتاب است و فردا آفتاب مویه می کند.
امشب، شب سراسیمگی ابرهای پاره ست، دلِ آسمان گرفته است.
و فردا توفان حادثه ای تلخ، دل های مؤمنان خدا را سخت می لرزاند.
فردا پرندگان سپید بال آسمان آبی، به سوگ می نشینند.
پروانه ها به گل ها تسلیت می گویند.
ای آن که از ردای تو، ایمان می چکید و در نگاهت آفتاب می خندید.
اگر نگاه سبز تو نبود، هیچ سبزه ای در جهان نمی رست 
و اگر صدای گام های تو گوش تاریخ را نوازش نمی داد،
جغرافیای عشق رنگ می باخت، آفتاب گرم
دست های تو، یتیمی جهان را جبران کرد.
تو بر بام بلند تاریخ، پرچم توحید برافراشتی
و در سرزمین قلب ها، بذر محبت کاشتی.
باران سپیده از ردای تو بر جلگه های جهان فرو بارید 
و همه انسان ها را به سمت حاصلخیز دوستی، هدایت نمود.
اگر تداوم آبی آرامش، از سر انگشتان طبیعت موج می زند،
از شکوه نگاه تو است.
تو ناخدای کشتی کرامتی، عاطفه روشن
بارانی، تو شکوه همه سبزه زارانی!
حمزه کریم خانی



بدرود، جان جهان!
لرزه بر اندام ناهموار خاک افتاده است. 
انگار قیامت کبری فرا رسیده و اسرافیل، دم خویش را بی دریغ
در بطن صور، رها کرده است!
کوه ها، خاک یتیمی بر سر می ریزند و اشک ها امان دریا را بریده است.
خورشید، چگونه بی تلألوی جمال تو بر آسمان جلوه نماید؟
فردا چگونه خورشید برآید و روی تو را نبیند؟
ای رسول خدا! شب هنگام نزدیک است و ماه، تمام این
خاک را به دنبال تو خواهد گشت.
شب نزدیک می شود و نسیم نیمه شب، چون همیشه صدای
مناجات تو را جستجو خواهد کرد.
برخیز مرد! چگونه می توانی «حرا» ـ این وعدگاه محبوبت را ـ در 
حسرت نجوایت بگذاری؟
برخیز ای حبیب خدا! نکند از مدینه دلتنگ شده ای؟
بعد از تو چه کسی پشت و پناه این خانه خواهد بود؟
زمان چگونه گذر کند از این روزهای تلخ؟
کاش زمان می ایستاد!
ای «رحمةٌ اللعالمین»! جهان را چگونه در ماتمت تنها می گذاری؟
صدای آشنایت را از کویر دل های این مردم نگیر!
مگذار مچاله شود اشتیاق اویس قرنی ها و ابوذرهایت.
مگذار گرد یتیمی، روشنای دیدگان دوخته بر قامت پهان تو را پنهان! 
مگذار دشنه های کینه سینه سینای علی علیه السلام را نشانه رود!
مگذار تا آتش دشمنی ها بر دامان آسمانی زهرای علیه السلام تو شرر بزند.
بدرود، ای بهانه خلقت آسمان ها و زمین!
بدرود، ای سرچشمه برکات!
بدرود، ای جان جهان!
علی خالقی



سیاه بپوش، مدینه!
مدینه!
آه، مدینه! بوی کفر می آید، می شنوی؟ 
بوی خیانت است که می آید....
یادت هست؟ روز «اُحُد» را می گویم. آن روز تو را گفتم که این 
مردان که به عشق زره پاره ای و شمشیر شکسته ای،
فرمان پیامبرشان را زمین می گذارند، لایق آسمانی شدن نیستند.
یادت هست؟تو گفتی به روز «بدر» بیندیش؛ آن روز که مُشتی نو مسلمان
به پیشوایی آفتاب، سپاه شب را در هم شکستند.
به روز «بدر» بیندیش. هیاهوی «هوازن» را که از یاد نبرده ای. 
آن شب که در بحبوحه امتحان، هر کس به سویی می دوید و در سوراخی
می خزید تا از چشم مرگ، نهان بماند. آن روز که پیامبر 
خدا را به امان خدا رها کردند و به شیطان پیوستند.
و تو گفتی به روز «فتح» بیندیش؛ آن روز که بتخانه، بار دیگر خانه 
خدا شد و پیامبر و یارانش به خانه باز گشتند.
و من گفتم، باشد؛ به انتظار می نشینیم و سرنوشت را نظاره می کنیم.
شاید که تو راست بگویی. و امروز، فرداست؛
بو کن، بوی خیانت می آید؛ می شنوی؟
آن گوشه را ببین، خانه پیامبر خدا را. رحمت حق در بستر مرگ خفته است 
و چند پروانه به گردش می گردند تا آخرین شعله های حیاتش را پاس بدارند.
امّا می دانند امیدی نیست. و بگو آن خیل عظیم که روز فتح بتخانه
را دیگر بار، خدا خانه کردند، کجایند؟
کمی چشم بچرخان: آن سوتر، گرد آن چادر حلقه زده اند.
مپرس آن جا چه خبر است که تو خود بهتر می دانی.
ستون های آسمان را می بینی که به لرزه در آمده اند؟
خورشید آخر، عزم غروب کرده است. سرخی شفق را می بینی؟
نترس، علی آن جاست!
تا او هست، که آوار آسمان بر سرت فرو نمی آید.
او بار زمینیان را به دوش می کشد تا آسمان ویران نشود.
بار سنگینی است، نه؟ از همین حالا پشتش را خم کرده است. 
ببینش: کنار فاطمه نشسته است و می گرید؛ 
نه برای حقش، که برای خورشیدی که غروب می کند.
چهره اش گلگون است و ساعتی دیگر پشت صخره های
جاهلیت ثانی پنهان خواهد شد.
مدینه!
آه مدینه!
از تو کاری نمی آید.
از امروز خدا به داد فاطمه برسد.
امید مهدی نژاد

رحلت جانسوز آخرین فرستاده خدای سرمد ،
نبی اعظم حبیب اله العالمین ، طبیب قلوب المومنین،
اشرف النبیاء و المرسلین ، ابوالقاسم محمد مصطفی ٬ 
صلوات الله علیه و آله بر سوگواران حضرتش تسلیت باد


السلام علیک یا نبی الرحمة 
گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است
دیدم شروع محشر کبرای دیگر است
گفتم چه روی داده که زهرا زند به سر
دیدم که روز، روز عزای پیمبر است
صلی الله علیک یا رسول الله الاعظم 

السلام علیک یا نبی الرحمة 
چشمک زدن ستاره وقتی که کم است
یعنی که نگاه آسمان رنگ غم است
فردا که به آغوش خداوند رود
لبخند به لبهای رسول اکرم است.
صلی الله علیک یا رسول الله الاعظم 

السلام علیک یا نبی الرحمة 
فقدان رسولان، پشت اهالی ایمان را می شکند و عشق را داغدار می کند؛ 
رحلت رسول اعظم اسلام تسلیت باد!
به گل ها بگویید به اشک ژاله، رخ بشویند و بلبلان را به
نوحه خوانی بخوانید که پیامبر باران، امشب دیگر نمی خندد.
صلی الله علیک یا رسول الله الاعظم 

السلام علیک یا نبی الرحمة 
دلم به یاد تو امشب لبالب از شور است
تو کیستی که حریمت چو کعبه مشهور است . . . ؟
رحلت پیامبر اکرم (ص) بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد
صلی الله علیک یا رسول الله الاعظم 

السلام علیک یا نبی الرحمة 
از مدینه مــی رســـد آه و فـغان
صـــاحب قرآن رود از این جــهان
خاتم پـیغمبران (ص) در بستر است
بهر او خونین دو چشم حیدر است
صلی الله علیک یا رسول الله الاعظم 

السلام علیک یا نبی الرحمة 
ماتم جهانسوز خاتم‌النبیین است 
یا كه آخرین روز صادر نخستین است 
روز نوحه قرآن در مصیبت طاها است 
روز ناله فرقان از فراق یاسین است 
صلی الله علیک یا رسول الله الاعظم 

السلام علیک یا نبی الرحمة 
از مدینه مــی رســـد آه و فـغان
صـــاحب قرآن رود از این جــهان
خاتم پـیغمبران (ص) در بستر است
بهر او خونین دو چشم حیدر است
صلی الله علیک یا رسول الله الاعظم 

سـالروز رحلت شهـادت گـونـه آخـرین فـرستـاده خدای سـرمـد
پیامبر رحمت و رافت,خاتم الانبیاء والمرسلین,حبیب اله العالمین
طیب قلـوب المـومنین ، پیـامبـر اعظـم حضـرت محمد مصطفی
صلـوات الله علیه و آلـه و سلـم بر مسلمین جهـان تسلیت بـاد 

نظرات مطلب

فرم ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

درباره سایت

  • :: www.irdemousa.mihanblog.com ::
    ایردموسی,اردموسی,ایردیموسی


    پیشنهادات و مطالب و عکس و فیلم و فایلهای صوتی خود را جهت درج در این وبلاگ بنام خودتان به آدرس ایمیل vasileh2012@gmail.com ارسال نمایید . با تشکر

    ====================

    گورمه لی دی اردی میستی باغلاری/
    ازون دره لری اوجا داغلاری/
    چیچک لرین قیرمیزی سی اغلاری/
    نه دئسیدون کندیمیزده واردی/
    اغاجلاری باشدان باشا باریدی/
    چرشنبه ده باشلاردا پای گئدردی/
    اداخلی قیز بایرام لیقین گودردی/
    دانیشمازدی امما گوزی گولردی/
    گوزل گوزل کندیم تندیر لرون یانیرلار/
    اوشقلارون کندین دادین قانیرلار/
    تاتاچورک هله چیخمور یادیمنان/
    ایندی ده وار دویمامیشام دادینان/
    گوزل کندیم تندیر لرین توستی سی/
    پنجه یی شین فتیرلرون ایستی سی/
    کندیمیز قورولوب دره ایچینده/
    اداملاری یولمادا یا بیچینده/
    الماسی وار الچاسی وار باغیندا/
    کهلیک اوتی بویمادرن باغیندا/
    گول لر عطری ایرانیندا یاغیندا/
    گوزل کندیم داغلاروندا قار اولسون/
    اغاجلارون بوتون دولی بار اولسون/
    اوشقلارون جوانلارون وار اولسون/
    ایران اشون تندیر اوسته قایناسون/
    قویون قوزون چول چمنده اویناسون/
    گوزل کندیم اوزخلاردان سلامیمی ال گینان/
    محبت ائت منی یادا سال گینان.
    (شاعر: خانم فرحروز نوراللهی ایردموسی)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    بخش ایردموسی(سبلان ) در فاصله 14 كیلومتری غرب اردبیل در پهنه دشت اردبیل واقع گردیده است آب و هوای این روستا كوهستانی و معتدل می‌باشد . این روستا مانند سایر مناطق اردبیل در بهار و تابستان دارای آب و هوایی معتدل و مطلوب و در زمستان نیز دارای آب و هوای خنک می‌باشد.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    توجه:

    بخاطر ضرورتی که در امر تسریع اطلاع رسانی اخبار و رویدادهای مهم ایردموسی وجود داشت، تصمیم گرفتیم تا با همکاری شما عزیزان از این پس رویدادهای مهم ایردموسی را از طریق سامانه پیام کوتاه به تمام افردای که شماره خود را در این سامانه ثبت کرده اند ارسال کنیم.

    عزیزانی که تمایل دارند تا از این امکان سایت بهره مند شده و اخبار مهم ایردموسی را از طریق اس ام اس دریافت نمایند، می توانند نام و نام خانوادگی خود را به شماره ذیل ارسال کنند.

    3000601400
    (بدون کد و پیش شماره)

آخرین عناوین

نظرسنجی

این وبلاگ را چگونه دیدید ؟


تصاویر منتخب 3

بهشت پنهان ایردموسی

تلاش برای معرفی ، اعتلا و شکوفایی ایردموسی

اطلاعات سایت