به بهشت پنهان ایردموسی خوش آمدید

۩*۞*۩ بازمانده ی روز سرخ ۩*۞*۩ ۩ ویژه نامه شهادت امام زین العابدین علیه السلام ۩


امروزغمی بزرگ و جانکاه در خود نهفته دارد، روزی که در آن آزادگان
و حق طلبان به سوگ مردی بزرگ از تبار رسولان و پیامبران
و منادیان حق و عدالت نشستند
و در رثای امامی مظلوم زانوی غم در بغل گرفتند و اشک ماتم ازدیدگان نشاندند.
آری، آنان در عزای از دست دادن ستاره ای تابناک از منظومه ولایت 
و امامت، یعنی امام زین العابدین علی بن الحسین علیه السلام 
اندوهناک و غمناکند.
ما نیز در سالروز شهادت آن امام همام به سوک می نشنیم
و شهادت آن بزرگوار را به شما پیروان و شیعیان 
بزرگوار آن حضرت تسلیت می گوییم.

شهادت غمبارومظلومانه چهارمین سکاندار کشتی هـدایـت
کوکب درخشان آسمان امامت ، شاهد تبدار نینوای شهادت
روایتگرحدیث خون ورشادت,داغدارلاله های بخون طپیده 
قافلـه دار کاروان اسـراء، سیـد الباکین ، سیـد السـاجدین
آقا علی بن الحسین ، حضرت زین العـابدین علیه السلام
رابـرشیعیـان جهــان تسلیـت و تعـزیت عرض می کنیـم




بازمانده ی روز سرخ
عاشورای حسینی، کتاب سرخی بود که «تفسیر ناب»
آن از زبان امام سجاد تراوید. 
او با اسارت خویش، آزادی را تفسیر کرد و با خطبه هایش سرود
بیداری خواند.امام سجّاد(ع)، بازمانده ی آن روزِ سرخ بود 
و شاهد آن عصر فاجعه و قساوت. 
«صحیفه ی سجادیه»اش، ناب ترین دعاهای عارفانه را در بر دارد.
هنوز هم ترنم عاشقانه ی این «زبور آل محمد»، بر زبان اهل دل است.
زمان پر از زمزمه های سجادی است.
امام سجّاد(ع)، پاسدار «وحی نبوی» و «خط علوی» و «شور حسینی» بود.
در عصر «نتوانستن»ها، جامعه را به «قدرت دعا» توجّه داد.
نیایش، سلاح او در مبارزه ی فرهنگی و سنگر او در دفاع از حق و اهل بیت بود.
او که در برابر خدا، «سجّاد» بود، هرگز در برابر ظالمان، سرِ تسلیم فرود
نیاورد و چهره بر درگاه ارباب قدرت نسود.
بندی که بر دست و پایش بود، نشانه ی «آزادی در اسارت» بود 
و خطبه ای که در کوفه و شام خواند، جلوه ی مکرّر فصاحت
علوی در کلام زین العابدین بود.
جواد محدّثی



صحیفه های رحمت، از آستان دست های تو، تا سفره های بی نان
و طعام شبانه، به لطف گسترده می شود؛ بی آنکه ماه، 
به مهرورزی های پنهانی تو حسادت کند.
تو از تبار دریایی شکیبایان آمده ای، همان ها که دوست دارِ آن 
جرعه های غضبند که با صبوری و فروتنی فرو می نشیند.
کاش دست های تو بودم به وقت آن عطایا و صدقه ها که 
اراده می کردی نثار کنی؛ پس آن گاه با بوسه هایت بر 
آن دست ها که می گفتی دست های خداست، نوازشم می کردی! 
لباس سرخ و پریشان کربلا را بر قامت آسمانی روحت کشیده 
بودی که تا بیست سال پس از عروج عارفانه حسین علیه السلام
اشک روان بر امیر کاروان می ریختی و این خود 
جلوه ای دیگر بود از تو: پیام برِ عاشورا!
سیمایت، پیکر افراشته و سترگ کوه ها را به ابهت فرا 
می خوانْد و ملکوت را در همین طرح و ترکیب 
صورت چشم نوازت ترسیم می کرد.
اینک ما و آیه های خوشرنگ مناجات های تو.
اکنون ما و زبور آل محمد صلی الله علیه و آله تو که معجزه
فصاحت، زبان تو را به ظهور می رسانَد 
و نیایش، خاطره معطّرِپیشانی سجده هایی است که هنوز از 
فرشِ خاک برنخاسته، روح ما و همه را تا تو هستی
به بلندای اهتزاز روانه می سازد.
مصطفی پورنجاتی 


غمگین تر از پاییزم و ابر بهارم
از من گرفته کربلا دار و ندارم
ماندم تک و تنها در این شهر مدینه
رفته است دیگر دلخوشی از روزگارم
قلب زمین و آسمان ها تا قیامت
می سوزد از این گریه یعقوب وارم
خواب از دو چشم بی قرار من گرفته
نیزه نشینی همه ایل و تبارم
بزم شراب و خیزران ، اشک سکینه
سی سال از این غصه ها شب زنده دارم
سی سال این پیراهن خونی بابا
برده تمام صبر قلب بی قرارم
سوغاتی ویرانه دلگیر شام است
لرزیدن در لحظه های احتضارم
تنها به جرم گریه بر سالار زینب
روزی بدون سایبان گردد مزارم
شاعر: محمد حسین رحیمیان


هوا سنگین شده است.نفس ها، توان بالا آمدن ندارند. 
کجاست او که لاهوت وناسوت را به هم پیوند می زد؟
کجاست او که سجده هایش، زمین را از آرامشی غریب لبریز
می کرد و زمان را به ژرفای مناجات های عاشقانه می برد؟ 
کجاست آتشفشانی که هفتاد ودوبار فوران کرد و آتش خویش را فرو خورد؟ 
تا به حال، کدام کوه را توانستند به زنجیربکشند، کلام کرامت را به اسارت بگیرند
و کدام دریا را وادی به وادی به سمت سراب های پوچ بکشانند؟!
او اسیر نبود؛ آزاده ای بود که پیروزی اش را از میان غل و زنجیر
مقدّر برافراشت؛ آن چنان که کوه. دریایی بود که سراب ها را نشانه رفت.
سپاه عمر سعد، انسانیت محض را بر شتران بی جهاز، واحه به واحه 
به نمایش گذاشتند و سجاد، فصاحتی بود که خواب دهکوره های جهل را
برآشفت و بی آن که خونی بریزد، قلعه های انباشته از
تیرگی را فتح کرد و به نور رساند.



امام ذوالفقار سخن
امام سجاد علیه السلام، امام عشق است؛ 
امام نیایش، امام پرستش.
امام سجاد علیه السلام، امام شجاع و بلیغ است
نه امام حسرت و دریغ.
او بیمار نبود؛ بیمار، کوفه بود که سجاد به پرستاریش رفته بود.
بیمار، کوفه بود که ندانست پیمان یعنی چه؟
بیمار کوفه بود که گمان می کرد اهل بیت پیامبر خارجی اند.
بیمار شام بود که با سنگ و چوب، به استقبال خاندان پیامبر آمده بود.
سجاد آمده بود که کوفه و شام بیمار را شفا بخشد.
او با خود شفا آورده بود.
او ذوالفقار سخن را از نیام برکشید و بر فرق وجدان کوفه، فرو کوفت.
کوفه خواب بود، کوفه مریض بود، کوفه بی جان بود.
امام سجاد علیه السلام، این جسد بی جان را چنان به 
تازیانه سخن گرفت که ناگهان به هوش آمد و کم کم فهمید
چه جنونی از آنان سر زده است و چه مصیبتی آنان را گریبان گرفته است.
بعد از سخنان اعجازگر امام سجاد علیه السلام 
کوفه از خواب گران بر خاست. 
وجدان ملامت گر آنان شروع به انتقام کرد و جسم و جان
همدیگر را به تازیانه ملامت بستند:
«به خدا تباه شدید و نمی دانید».
امام سجاد، امام سخن است، امام شهامت است
امام شجاعت است، او در دربار خوفناک یزید
در جمع بوزینگان و بوزینه پرستان، تیغ سخن را برون کشید 
و خاطره های خونین ذوالفقار را تداعی کرد.
او چون آفتاب درخشان در پیکر تاریک شام دمید 
ونقاب از صورتک های آنان برگرفت. 
او مدعیان دروغین خلافت را رسوا کرد او تمام 
رشته های یزید را پنبه کرد. او یزید را کلافه کرد. 
او در بازگشت به مدینه، پیام خون آلود شهدا 
را این گونه به اهل مدینه باز گفت:
مردم!
پس از قتل حسین کدامتان شادی می کنید؟
کدام دل به یاد او افسرده نمی شود؟
کدام چشم، سرشک خود را باز می دارد و بر 
ریزش قطرات اشک بخل می ورزد؟
دریاها و زمین و درختان و ماهیان دریا و آسمان 
و آسمانیان بر حسین گریستند.
سلام بر امام سجاد که عشق 
و نیایش را در پیکر سخن دمید!
قنبر علی تابش
شب‏هاى سرشار از ناله ‏هاى مناجاتت 
به پایان رسیده‏ اند 
و زمان در سكوت نفس‏گیر خود، 
به تنهایى فراق تو مى ‏رسد
و تو به وصال جاودانه عشق.
دیگر تمام شد 
نفس‏هایى كه وادى به وادى، 
در پى گم‏شدگان خویش، 
زنجیر در پاى طى كردى 
و به گریه رسیدى.
دیگر تمام شد، 
خون گریه ‏هاى سجاده عُزلت.
آن همه بر آتش بودن و نجوشیدن، 
مثال صبرى بود كه طراح عاشورا، 
سهم تو را در آن قرار داده بود.


شهادت و مرگ در راه خدا، فوز عظیمی است که
خداوند به صاحبان و برگزیدگان درگاهش عطا می کند. 
شهادت میراث بزرگ انبیا و الیا و صلحان است که در راه
اعتلای حق و حقیقت به راحتی از جان خویش می گذرند
و با شهادت خود شیوه پایداری در راه خدا و دفاع 
از راستی و عدالت را به دیگران می آموزند. 
در چنین روزی یکی از همان برگزیدگان خدا
یعنی امام زین العابدین علی بن الحسین علیه السلام 
سرانجام با مقاومت در برابر ظلم و بی عدالتی وحمایت از
حق و عدالت، شهادت را برگزید و به ملکوت اعلی پیوست. 
شهادت این امام عزیز را به شما و همه پیروان مخلص
آن حضرت تسلیت می گوییم.
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین 
و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
شهادت جانسوز حضرت على ‏بن ‏الحسین، زین ‏العابدین(ع)؛ 
و سید الساجدین ٬ پیام آور كربلای حسینی و بازمانده 
روزهای سرخ حماسه عشق و شهادت را تسلیت میگوییم

قال الامام علی بن الحسین علیه السلام :
ثَلاثٌ مُنْجِیاتٌ لِلْمُؤْمِن: كَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَاغتِیابهِمْ
وَإشْغالُهُ نَفْسَهُ بِما یَنْفَعُهُ لاَِّخِرَتِهِ وَدُنْیاهُ
وَطُولُ الْبُكأ ‏عَلی خَطیئَتِهِ. 
سه چیز موجب نجات انسان مومن خواهد بود:
نگهداری زبانش از حرف زدن درباره مردم و غیبت آنان
مشغول شدنش به خویشتن با كارهایی ‏كه برای آخرت
و دنیایش ‍ مفید باشد و بسیار گریستن بر اشتباهاتش.‏
تحف العقول: ص 204، بحارالا نوار: ج 75، ص 140، ح 3 

نظرات مطلب

فرم ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

درباره سایت

  • :: www.irdemousa.mihanblog.com ::
    ایردموسی,اردموسی,ایردیموسی


    پیشنهادات و مطالب و عکس و فیلم و فایلهای صوتی خود را جهت درج در این وبلاگ بنام خودتان به آدرس ایمیل vasileh2012@gmail.com ارسال نمایید . با تشکر

    ====================

    گورمه لی دی اردی میستی باغلاری/
    ازون دره لری اوجا داغلاری/
    چیچک لرین قیرمیزی سی اغلاری/
    نه دئسیدون کندیمیزده واردی/
    اغاجلاری باشدان باشا باریدی/
    چرشنبه ده باشلاردا پای گئدردی/
    اداخلی قیز بایرام لیقین گودردی/
    دانیشمازدی امما گوزی گولردی/
    گوزل گوزل کندیم تندیر لرون یانیرلار/
    اوشقلارون کندین دادین قانیرلار/
    تاتاچورک هله چیخمور یادیمنان/
    ایندی ده وار دویمامیشام دادینان/
    گوزل کندیم تندیر لرین توستی سی/
    پنجه یی شین فتیرلرون ایستی سی/
    کندیمیز قورولوب دره ایچینده/
    اداملاری یولمادا یا بیچینده/
    الماسی وار الچاسی وار باغیندا/
    کهلیک اوتی بویمادرن باغیندا/
    گول لر عطری ایرانیندا یاغیندا/
    گوزل کندیم داغلاروندا قار اولسون/
    اغاجلارون بوتون دولی بار اولسون/
    اوشقلارون جوانلارون وار اولسون/
    ایران اشون تندیر اوسته قایناسون/
    قویون قوزون چول چمنده اویناسون/
    گوزل کندیم اوزخلاردان سلامیمی ال گینان/
    محبت ائت منی یادا سال گینان.
    (شاعر: خانم فرحروز نوراللهی ایردموسی)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    بخش ایردموسی(سبلان ) در فاصله 14 كیلومتری غرب اردبیل در پهنه دشت اردبیل واقع گردیده است آب و هوای این روستا كوهستانی و معتدل می‌باشد . این روستا مانند سایر مناطق اردبیل در بهار و تابستان دارای آب و هوایی معتدل و مطلوب و در زمستان نیز دارای آب و هوای خنک می‌باشد.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    توجه:

    بخاطر ضرورتی که در امر تسریع اطلاع رسانی اخبار و رویدادهای مهم ایردموسی وجود داشت، تصمیم گرفتیم تا با همکاری شما عزیزان از این پس رویدادهای مهم ایردموسی را از طریق سامانه پیام کوتاه به تمام افردای که شماره خود را در این سامانه ثبت کرده اند ارسال کنیم.

    عزیزانی که تمایل دارند تا از این امکان سایت بهره مند شده و اخبار مهم ایردموسی را از طریق اس ام اس دریافت نمایند، می توانند نام و نام خانوادگی خود را به شماره ذیل ارسال کنند.

    3000601400
    (بدون کد و پیش شماره)

آخرین عناوین

نظرسنجی

این وبلاگ را چگونه دیدید ؟


تصاویر منتخب 3

بهشت پنهان ایردموسی

تلاش برای معرفی ، اعتلا و شکوفایی ایردموسی

اطلاعات سایت