به بهشت پنهان ایردموسی خوش آمدید

✿علی باید ولی باشد ✿ویژه نامه عید سعید غدیر✿

خورشید شكفته در غدیر است علی 
باران بهار در كویر است علی 
 برمسند عاشقی شهی بی همتاست 
بر ملك محمدی امیر است علی

تقدیم به ساحت مقدس اولین پیشوای شیعیان جهان , 
مولای متقیان ،امیرملک جان , حضرت علی علیه السلام 
آن روز، آنچه در ذهن محمد صلی الله علیه و آله می گذشت، اتصال راه های
زمین به آسمان بود و این بار، مسافران را به جاده ای رو به آسمان هدایت کرد.
مردم، جهاز شتران را روی هم گذاشتند و محمد صلی الله علیه و آله 
با دستان علی علیه السلام ، آسمان را برای همیشه به زمین پیوند داد 
و این گونه آموخت که برای رسیدن به معبود، چگونه دست
نیاز بر دامان علی و آل او دراز کنیم. 
خجسته باد پیوند «نبوت» و «امامت» در نقطه اوجی به نام غدیر خم
که غدیر، گره محکمی است برای رشته دیانت.
غدیر خم، عید تکمیل رسالت مبارک باد




غدیر این نام مقدس عنوان عقیده واساس دین ما است ...
غدیر عصاره ونتیجه خلقت وچکیده تمام ادیان الهی وخلاصه مکتب وحی است ...
غدیر ثمره نبوت میوه رسالت وتعیین خط مشی مسلمین تا اخرین روز دنیاست ...
غدیر صراط است با یامان به غدیر می توان از این صراط گذشت
وگرنه لبه شمشیری است که هر منافق وملحدی را دونیمه خواهد ساخت .....


تمام ستاره های آسمان، به شب نشینی چشمان خورشید آمدند.
دست های وحی، بالا می رفت و دست های خورشید را بالاتر
می برد.هزاران باور، می دیدند و تبریک می گفتند.
«اشهد انک امیر المؤمنین الحق الذی نطق بولایتک 
التنزیل و اخذ لک العهد علی الأمه».
غدیر فریاد می کشید و دهان های تعجب، خشک شده بود.
غدیر فریاد می کشید و صدای پای بهار، تا آسمان هفتم پیچیده بود.
غدیر فریاد می کشید و رسول، طنین صدایش را در برکه به نجوا نشانده بود.
«من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه
و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله».


خبر رسیده که باید علی  ولی باشد
جواب نامه نباید به جز بلی باشد
پیام آمده اتمام حجّـتش باید
بدون حرف و حدیث و معطـّـلی باشد
بساز منبر و بالای آن بلندی شو
و سعی کن که صدا کاملا جلی باشد
بگو که بعد ِ تو و انکسار انوارت
علی در آینه ها و تو منجلی باشد
برای بیعت با او بگو فقط باید
دلی قدم بگذارد که صیقلی باشد
کتاب و عترت خود را به غیرتش بسپار
امین روح الامین هم فقط علی باشد
علی برای خدا آن قدَر گرانقدر است
که ذکر هر شب قدرش علی علی باشد
اگرچه آتش کینه گرفته دنیا را
نگاه و دست نوازشگرش ولی باشد
نمی هراسم از این فتنه های پی در پی
که با ولایت او غم سینجلی باشد*

 


غدیر، یک اتفاق ساده نیست؛ یک گزینش رحمانی است.
غدیر، یک کلمه نیست، یک برکه نیست؛ یک دریاست؛ رمزی است بین خدا و انسان.
غدیر، گل همیشه بهار زندگی است. دریایی بی‏کرانه است؛ 
جاری بر جان‏های پاک و اندیشه ‏های تابناک. 



و امروز، با تو ای غدیر، پیمان خواهیم بست.
پیمانی که آخرین بندهایش ترجمان اکنون ماست!
پیمان انتظار!
که رسول خدا(ص)، خود پنجره انتظار را 
بر روی مشتاقان گشود 
و به صبح ظهور، بشارت فرمود.
و آنان که خود را فرا روی این پیمان مسئول یافتند، همچو نسیم 
از فراز دشت ها گذشتند و آفاق را از یاد مهدی ( عج)
عطر آگین ساختند.
ما نیز با تو پیمان خواهیم بست.باشد که تنی در زلال غدیر 
بشوییم و راز دل با موعود غدیر باز گوییم.


این بار هم، سفری دیگر، چونان گذشته، و بازگشتی دوباره
از آخرین سفر، بی‏شباهت به گذشته؛ 
حجة الوداع، برکه نزدیک است و حقیقت نزدیک‏تر، در چند قدمی.
سیل کاروانیان، خاک سوزانِ حجاز را در می‏نوردند.
تاریخ سالخورده حجاز، گرد زمان بر پلک‏هایش، با چشم‏های 
نیمه باز انتظار حماسه‏ای دیگر را می‏کشد و باز هم...
امین وحی از پس پرده‏های غیب، از ورای 
ابرهای کبودِ آسمان حجاز، از جانب او...
امّا این بار با سبزترین پیام، با زلال‏ترین نزول می‏آید
«یا ایها الرّسول بلِّغ ما اُنزل إِلَیْکَ من ربک»
زبان بلیغ رسول در آشوب می‏افتد و باز هم پیامی سبز،
حجم وجودش را پر می‏کند؛ 
یا ایها الرّسول بلِّغ ما انزل إِلَیْکَ من ربک» 
سخت در اندیشه است که چگونه و این بار... 
پیام دوباره، کاخ اندیشه ‏اش را فرو می‏ریزد.
«فَاِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رسالتَه»، دل آشوبه‏اش، زدوده می‏شود و
... به خواست رسول، قافله می‏ایستد، درست کنار غدیر، 
دریاترین برکه، حماسی‏ترین جایگاه تاریخ.
این‏بار حقیقت دین، در قلب صحراهای حجاز، از ورای حجاز 
شترانی که تا چندی پیش راه به سوی مدینه می‏بردند، 
بر دیواره‏های زمان طنین افکن می‏شود.
نوای «من کُنتُ مولاهُ، فهذا علیٌ مولاه» در گوش زمان می‏پیچد.
«الهم والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ؛
بارالها، آن کس را که دوستی‏اش کند، دوست باش و آن کس را که
با او دشمنی کند، دشمن شو و آن کس را که یارش باشد، یاری کن و
آن که او را خواری خواهد، خوار ساز.»
این بار امانت خدا و رسالت رسول، بر دوش علی فرود
می‏آید و علی پا بر جای نبی می‏گذارد.
علی که امام عشق است و «حقیقتی بر گونه اساطیر» و افسوس 
که تنها پنج بهار با خنکای عدالت شکفت و افسوس که کوفه نشینانِ 
بی‏کفایت دچار کفر شدند و قلب دریایی‏اش را شکستند.
اکرم کامرانی اقدام


غدیر، دورنمایی از حقایق امامت بود در دقایق آن صحرا.
کاروانیان از حج بازگشته اند و سوغاتی از «توحید» به همراه دارند.
با استماعِ بیاناتِ رسولِ مهربانی، رو به «نبوت» آورده اند و اینک «امامت».
کدامین طنین، با آهنگی از دیار آینه، می تواند گل و گلشن
را به سینه ها مهمان کند؟ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَولاه.
کنارِ برکه، سکوی جاودانگی بود که از یک سو اتمام دین را دید
و از دیگر سو، آغاز معرفیِ همگانیِ علی را.
غدیر نشان داد خدا عادل است و ولایت را در وجود سزاوارترین
مستقرّ می سازد. دستی، جانشینِ دستی شد و از این
گل تازه، افسردگیِ آن صحرا زدوده شد.
غدیر، برکه ای از تدبیر بود برای رسیدن به رستگاری های پیاپی
رسیدن به هم صدایی و همسویی.
غدیر می خواست تمامیِ فاصله ها را به صفر برساند 
و به مارهای خفته و مترصد، طعم گس هلاکت بچشاند.
می خواست تحریف، در جامعه نیفتد.
کدام زخم، با فراموشیِ این میثاق برابری می کند آیا؟!
عیدی آمد و سوزندگیِ آن بیابان، خنکایِ بهار را لمس کرد.
برکه ای که ماناتر از اقیانوس بود، امامت را به جریان انداخت.غدیر، آبراهه ای بود به خشک زار اندیشه های تمام اَعصار.
محمد کاظم بدر الدین


ظهر بود؛
گرم و تن سوز؛ خاک ها، از شلاق شعله های خورشید، زخمی.
ظهر بود که صدای صاعقه زمان، حادثه ای را رقم می زد.صدا
پروانه ای می شد که روی هزاران شانه خسته و خاک گرفته می نشست.
برکه، خودش را تا مرز دریا شدن باور کرده بود.
برکه، روی پاهایش ایستاد و موج موج خنده بر چهره میهمان ها پاشید.
برکه، ایستاده بود و بهار را در آغوش می کشید.
برکه، تمام پروانه های تنش را در آسمان آبی صحرا رها کرده
بود و در خودش نمی گنجید.غدیر دیگر برکه نبود.
غدیر دف می زد و بر طبل های شادی می کوبید.
ناگهان، دست های خورشید، در دست های وحی گره خورد.
آسمان خودش را روی پاهای خورشید انداخت.
تمام ستاره های آسمان، به شب نشینی چشمان خورشید آمدند.
دست های وحی، بالا می رفت و دست های خورشید را بالاتر می برد.
هزاران باور، می دیدند و تبریک می گفتند.
«اشهد انک امیر المؤمنین الحق الذی نطق بولایتک
التنزیل و اخذ لک العهد علی الأمه».
غدیر فریاد می کشید و دهان های تعجب، خشک شده بود.
غدیر فریاد می کشید و صدای پای بهار، تا آسمان هفتم پیچیده بود.
غدیر فریاد می کشید و رسول، طنین صدایش 
را در برکه به نجوا نشانده بود.
«من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد 
من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله».
ابراهیم قبله آرباطان


لحظه های معصوم عشق، بر شنزارهای تشنه حجاز باریده است. 
صحرای سوزان شوق است و بر مأذنه های امروز، پیغام تازه نور روییده است.
همراه با کاروان سرنوشت، حادثه ای سپید، زیر آفتاب می ایستد. 
ازدحام قافله نیاز را غزلستانِ «حجة الوداع» به خوبی سروده است:
ناگاه دست های غدیر، به تکبیر بالا رفت و دل ها به بشارتی
بارانی فراخوانده شدند. گویا همه ملکوت، تذهیبی بوده است 
برای نگارش خطِ نورانیِ «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ... .»
زمان، دوست داشتنی تر پیش رفت و برکه آن حوالی کوچک شد 
در برابر حریقی از محبت که در دل عشاق افتاد. 
شادی جهان به تکثیر رسید و تجلی رشیدترین 
قامت دین، در آینه غدیر تماشایی شد.


غدیر على، هنوز هم چشمه‌اى لبریز از آب حیات و دریایى موّاج از
كرامت‌هاست . «غدیر» دریایى از باور و بصیرت، در كویر
حیرت و هامون ضلالت است، تا كام جان‌ها از آن سیراب شود . 
«غدیر»، یك «كتاب مبین» است، 
سندى براى تداوم خط «رسالت» در جلوه «امامت» 
«غدیر»، براى تشنگان، چشمه زلال هدایت است، و براى ره گم‌كردگان،
صراطى است كه به «سنّت پیامبر» منتهى مى‌شود. 
غدیر، عید ولایت است . و ... «غدیر على»، هنوز هم چشمه‌اى 
لبریز از «آب حیات» و دریایى مواج از فضایل است . 
«غدیر»، روز اكمال دین و اتمام نعمت بود. 
«غدیر»، برنامه‌اى الهى براى حیرت زدایى از اذهان و
اعمال امت، در افقهاى آینده تاریخ بود . 
«غدیر»، تداوم خطّ رسالت، در آینه «امامت» است . پس ... «عاشورا»
با «امامت» پیوند دارد،و «غدیر»با «كربلا» پیوسته است . 
غدیر، روز بشریت و روز «انسان» است، 
غدیر،«تداوم رسالت محمد» در «ولایت على» است. 
غدیر، عید «پیمان» و «میثاق» و «عهد» است. 
اگر امّت، «غدیر»ها را پاس بدارند، «عاشورا»هاى مظلومیت
و كربلاهاى خون و شهادت پیش نمى‌آید و خورشید امامت، 
در محاق خلافت قرار نمى‌گیرد .


باده بده ساقیا ، ولى ز خُم غدیر 
چنگ بزن مطربا ، ولى به یاد امیر 
تو نیز اى چرخ پیر ، بیا ز بالا به زیر 
داد مسرت ستان ، ساغر عشرت بگیر 
بلبل نطقم چنان ، قافیه پرداز شد 
كه زهره در آسمان ، به نغمه دمساز شد 
محیط كون و مكان ، دایره ساز شد 
سرور روحانیون هو العلى الكبیر 
نسیم رحمت وزید ، دهر كهن شد جوان 
نهال حكمت دمید ، پر ز گل و ارغوان
مسند حشمت رسید ، به خسرو خسروان 
حجاب ظلمت درید ، ز آفتاب منیر 
فاتح اقلیم جود ، به جاى خاتم نشست 
یا به سپهر وجود ، نیر اعظم نشست
یا به محیط شهود ، مركز عالم نشست 
روى حسود عنود ، سیاه شد مثل قیر 
صاحب دیوان عشق ، زیب و شرافت گرفت 
گلشن خندان عشق ، حُسن و لطافت گرفت 
نغمه دستان عشق ، رفت به اوج اثیر 
به هر كه مولا منم ، على است مولاى او 
نسخه اسما منم ، على ست طغراى او 
یوسف كنعان عشق ، بنده رخسار اوست 
خضر بیابان عشق ، تشنه گفتار اوست 
كیست سلیمان عشق ، بردر جاهش فقیر 
اى به فروغ جمال ، آینه ذو الجلال 
« مفتقر » خوش مقال ، مانده به وصف تو لال 


عید کمال دین،سالروز اتمام نعمت 
و هنگامه اعلان وصایت و ولایت
حضرت امیرالمومنین علیه السلام  
عید الله الاکبر ، عید بزرگ غدیر
بـرمسلمین جهـان مبـارک بــاد 


بی علی اصل عبادت باطل است
بی علی هرکس بمیرد جاهل است 
بی علی تقوا گلی بی رنگ و بوست
بندگی همچون نماز بی وضوست
عید ولایت برعاشقان مبارک باد


مقصود خدا و مصطفی حاصل شد
ای اهل ولا نمازتان کامل شد
در گوش جهان بانگ ولایت پیچید
تا آیه ی اکملت لکم نازل شد
عیدالله الاکبر ، عید سعید غدیر خم مبارک باد.

از غدیر خم ندای روحپرور بشنوید
نغمه ی «مَن كنتُ مولی» از پیمبر بشنوید
گرچه در روز الست این نغمه را بشنیده اید
گوش جان باید گشودن تا مكرّر بشنوید
روی گلفرش زمین این آسمانی نغمه را
از لبِ لعل نبی (ص) از قولِ داور بشنوید
عید ولایت برعاشقان مبارک باد 


عید سعید غدیرخم ,عید اکمال دین  
و اتمام نعمت الهی ، عید ولایت و امامت
 اسدا الله الغالب حیدر کرار ، 
مولی الموحدین حضرت علی علیه السلام 
برمسلمانان و شیعیان جهان مبارک باد 


امروز گل باغ رسالت وا شد
قرآن مبین به امر حق معنا شد 
در مركز خود یافت حق امروز قرار 
منشور ولایت على امضا شد
عید ولایت مولا امیر المومنین علیه السلام مبارک


اوصاف علی به هر زبان باید گفت
این ذکر به پیدا و نهان باید گفت
در جشن ولیعهدی مسعود علی(ع)
تبریک به صاحب الزمان باید گفت


امروز نبی هم به علی مـی بالد
تا روز ابــــد نـام عـلی مـی ماند
عالم به هزار لهجه در عید غدیر
آوای قشنگ یا علی مـی خواند
عیدالله الاکبر، عید غدیر خم مبارک باد

الحمدلله الذی جعل کمال دینه وتمام نعمته بولایه مولا 
امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیهم السلام 
عید ولایت و امامت مبارک باد 


قال رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله: یوم غدیر خم افضل اعیاد امتی و هو الیوم الذی
امرنی الله تعالی ذکره فیه بنصب اخی علی بن ابی طالب علما لامتی، یهتدون به 
من بعدی و هو الیوم الذی اکمل الله فیه الدین و اتم علی امتی فیه النعمة
و رضی لهم الاسلام دینا. 
رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود: روز غدیر خم برترین عیدهای امت من است و
آن روزی است که خداوند بزرگ دستور داد; آن روز برادرم علی بن ابی طالب 
را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب کنم، تا بعد از من مردم توسط او
هدایت شوند، و آن روزی است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت
را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین برای آنان پسندید.
امالی صدوق: 125، ح 8.

نظرات مطلب

فرم ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

درباره سایت

  • :: www.irdemousa.mihanblog.com ::
    ایردموسی,اردموسی,ایردیموسی


    پیشنهادات و مطالب و عکس و فیلم و فایلهای صوتی خود را جهت درج در این وبلاگ بنام خودتان به آدرس ایمیل vasileh2012@gmail.com ارسال نمایید . با تشکر

    ====================

    گورمه لی دی اردی میستی باغلاری/
    ازون دره لری اوجا داغلاری/
    چیچک لرین قیرمیزی سی اغلاری/
    نه دئسیدون کندیمیزده واردی/
    اغاجلاری باشدان باشا باریدی/
    چرشنبه ده باشلاردا پای گئدردی/
    اداخلی قیز بایرام لیقین گودردی/
    دانیشمازدی امما گوزی گولردی/
    گوزل گوزل کندیم تندیر لرون یانیرلار/
    اوشقلارون کندین دادین قانیرلار/
    تاتاچورک هله چیخمور یادیمنان/
    ایندی ده وار دویمامیشام دادینان/
    گوزل کندیم تندیر لرین توستی سی/
    پنجه یی شین فتیرلرون ایستی سی/
    کندیمیز قورولوب دره ایچینده/
    اداملاری یولمادا یا بیچینده/
    الماسی وار الچاسی وار باغیندا/
    کهلیک اوتی بویمادرن باغیندا/
    گول لر عطری ایرانیندا یاغیندا/
    گوزل کندیم داغلاروندا قار اولسون/
    اغاجلارون بوتون دولی بار اولسون/
    اوشقلارون جوانلارون وار اولسون/
    ایران اشون تندیر اوسته قایناسون/
    قویون قوزون چول چمنده اویناسون/
    گوزل کندیم اوزخلاردان سلامیمی ال گینان/
    محبت ائت منی یادا سال گینان.
    (شاعر: خانم فرحروز نوراللهی ایردموسی)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    بخش ایردموسی(سبلان ) در فاصله 14 كیلومتری غرب اردبیل در پهنه دشت اردبیل واقع گردیده است آب و هوای این روستا كوهستانی و معتدل می‌باشد . این روستا مانند سایر مناطق اردبیل در بهار و تابستان دارای آب و هوایی معتدل و مطلوب و در زمستان نیز دارای آب و هوای خنک می‌باشد.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    توجه:

    بخاطر ضرورتی که در امر تسریع اطلاع رسانی اخبار و رویدادهای مهم ایردموسی وجود داشت، تصمیم گرفتیم تا با همکاری شما عزیزان از این پس رویدادهای مهم ایردموسی را از طریق سامانه پیام کوتاه به تمام افردای که شماره خود را در این سامانه ثبت کرده اند ارسال کنیم.

    عزیزانی که تمایل دارند تا از این امکان سایت بهره مند شده و اخبار مهم ایردموسی را از طریق اس ام اس دریافت نمایند، می توانند نام و نام خانوادگی خود را به شماره ذیل ارسال کنند.

    3000601400
    (بدون کد و پیش شماره)

آخرین عناوین

نظرسنجی

این وبلاگ را چگونه دیدید ؟


تصاویر منتخب 3

بهشت پنهان ایردموسی

تلاش برای معرفی ، اعتلا و شکوفایی ایردموسی

اطلاعات سایت